پيامبر اعظم(ص) مدير بي نظير(4) [عبدالحميد نوري]
مشخصات كلي مديريت پيامبر اعظم(ص)
كمي بعد از ورود پيامبر به مدينه حادثه ها و وقايع متعددي روي داد كه عملكرد ويژة پيامبر در هر يك از آنها دليل استحكام و به كارگيري روشهاي نوين در مديريت آن حضرت مي باشند و در اين قسمت، تعدادي از آن ها را به عنوان نمونه مي آوريم:
1 ـ عدالت
همه ي كارهاي اجتماعي پيامبر به شيوه اداري و برنامه ريزي شده انجام مي گرفت، و نمونه هاي زيبا و شگفت آوري از اجراي عدالت بر زير دستان به نمايش مي گذاشت، كه، او حتي در نگاه كردن و تبسم بر روي انان تفاوتي نمي گذاشت و امور را چنان اداره مي كرد كه هر كس به حقي كه سزاوار است برسد و همين صفات الهي بود كه او را الگويي بي نظير در رهبري انساني قرار داد.
نمونه ي زيباي مديريت بر عدالت آن حضرت، داستان ورود ايشان به مدينه در آغاز هجرت بود. همه ي مسلمانان آن ديار با اخلاق نيكوي رسول خدا آشنا بودند و با ارادت ويژه اي كه به ايشان داشتند دلشان مي خواست افتخار ميزباني پيامبر نصيب خانواده ي آن ها گردد. در آن فضاي پر هيجان و حساس كه هر لحظه اي امكان بروز تنش و درگيريهايي، كه مي توانست سالهاي متمادي باقي بماند و موجوديت ايين نوپاي اسلام را نيز تهديد كند، وجود داشت، پيامبر (ص) به مسلمانان گفت: شتر من مأمور است، راه آن را باز كنيد و هر جا بايستد به آن خانه وارد مي شوم و شتر بر در خانه ي ابوايوب انصاري زانو زد و مسئله اي با آن اهميت بدون در گيري و اختلاف پايان پذيرفت. مسئله ي مسلم ديگر اين است كه احكام و اوامر الهي در بدو امر مفاهيم كلي و ذهني هستند و تحقق خارجي آنها نيازمند مديري توانا و شايسته است، و نبي گرامي اسلام مديري بود كه به خطاب آسماني زير و ديگر خطابهاي قرآن تحقق عيني بخشيد: « يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله و لو علي انفسكم اوالوالدين والاقربين؛ اي مؤمنان، عدالت را برپا داريد و براي خداگواهي دهيد، هرچندبر ضرر خود يا پدر و مادر و خويشان شما باشد.» (سورة نساء آية 135 )
2 ـ برادري
اين برنام كه در همه تاريخ بشريت نظيري ندارد، با زيبا ترين شيوة انساني و اداري انجام پذيرفت و با آن كه مهاجران و انصار از نظر آداب و رسوم و خوي و خصلتهاي فردي تفاو هاي زيادي با يكديگر داشتند، اما آن رسول راستين پروردگار تمام جوانب و شرايط اجتماعي آن روز مدينه، بين آنان برادري بر قرار ساخت جالب است بدانيم كه براي اجراي اين برنامه هيچ گونه گزينش يا هماهنگي قبلي بين مسلمانان صورت نگرفته بود، و قضيه به اين شكل اتفاق افتاد كه وقتي همه مسلمانان اجتماع كردند، پيامبر (ص) فرمان داد هر مسلماني با مسلماني كه نزديك او است پيمان برادري ببندد. و نتيجه ي اين برنامه الهي و اداري بي سابقه اين بود كه همه اصحاب خود را اعضاي يك خانواده مي دانستند و به چنان درجه اي از ايثار نسبت به يكديگر رسيده بودند كه در عين نيازمندي اگر چيزي بدست مي آوردند آن را به برادر مسلمان خويش مي بخشيدند و چنانچه آيات مربوط به ارث و خويشاوندان نازل نمي شد مي پنداشتند كه از يكريگر ارث خواهند برد.
3 ـ مسجد، عبادتگاه و مركز اداري حكومت
امت نوپاي اسلام، نيازمند پايگاهي براي ادارة فعاليتهاي فكري و سياسي و نظامي خود بود، پايگاهي كه با اصول و ارزشهاي آيين نوين او سازگار باشد. به همين جهت، پيامبر عزيز اسلام قبل از اقدام به هر كاري ساختمان مسجدي را بنيان نهاد، مسجدي در نهايت سادگي و بي پيرايگي و تنها مشتمل بر چهار ديوار كه هر يك ارتفاعي معادل قامت يك انسان داشتند، و در آغاز بدن سقف بود و پس از مدتي از شاخه هاي درختان خرما سقفي براي آن ساختند.
اصولاً ، ارزش هر طرح و پروژه اي به خوب اداره كردن و نوع كاربري و سودمندي آن براي مردم است، نه بر سنگيني هزينه و فراواني تجملات و اسراف كاري و هدر دادن اموال عمومي، آن چنان كه در ساختمان هاي عظيم دولتي و كاخ ها ي رفيع فرمانروايان و دربار پادشاهان مشاهده مي كنيم. و مسجد پيامبر بسيار ساده و كم هزينه بود، اما از آن مسجد و ادارة كوچك نور تمدن اسلامي بر جهان پرتو افكند كه انقلابي فكري و فرهنگي بر ضد همه ي حكومت ها ي ستم پيشه و واپسگر او متحجر و غير الهي بود.
4 ـ نوشتن منشور مدينه
پيمان نامه اي كه پيامبر گرامي اسلام به موجب آن، ارتباط اعضاي جامعه ي جديد اسلامي با يكديگر و با ساكنان اطراف شهد مدينه و بويژه يهوديان را تنظيم كرد، قوم يهودي كه طبيعتي نژاد پرستانه دارند و بر همه ي غير يهوديان كينه مي ورزند و بر شكستن عهد و پيمان حتي با پيامبران خود خو گرفته اند.
با اين اوصاف به عظمت مديريتي پي مي بريم كه ارتباط مسلمانان با اعراب جاهلي و نژاد پرستان يهودي را با نوشتن آن پيمان پر ارزش، سامان بخشيد و با آن كار دور انديشانه راه پيشرفت فكري و فرهنگي مسلمانان و انتشار سريع اسلام و تمدن اسلامي را هموار كرد.
5 ـ تلاش در جهت عدم وقوع جنگ
يكي از نشانه هاي عظمت مديريت پيامبر (ص) اين بود كه در عين بر خوداري از وحي، و امداد هاي غيبي، و تضمين پيروزي نهايي اسلام در آيه هاي متعدد قرآن از جمله اين آية مباركه: « هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و لو كره المر كون؛ او خدايي است كه پيامبرش را با ازار هدايت و دين راستين به سوي مردم فرستاد، تا دين او را بر تمام اديان چيره گرداند، اگر چه مشركان نا خشنود باشند.» ( سوده صف آيه 9 )
به جهات عقلاني و تدبي امور بي مهري نشان نمي داد. و شيوه هاي اداري و ساختاري براي تربيت مسلمانان در اين زمينه ها فراهم كرده بودند. آري با تمام اين امكانات و مزايا بازهم رسول خدا در جبهه هاي گوناگون تمام سعي و همت خود را به كار مي گرفت تا كار به جنگ و خونريزي نينجامد و مسئله با مذاكره و گفت و گو حل شود، و اين راه و رسمي است بي نظير و تدبيري است صحيح و خدايي، به ميظور تربيت مسلمانان و نسل هاي آينده، تا در مقابله با دشمنان برنامه هاي كارشناسي شده و خردمندانه به كار گيرند و تنها به عظمت اسلام و تمدن و تاريخ آن يا به فراواني نيروي انساني و ثروت هاي طبيعي تكيه نكنند، آن طور كه سو كمندانه امروز به آن گرفتار آمده ايم و نمي توانيم قدس شريف را از چنگال صهيونيست هاي متعصب ي اشغالگر ازاد سازيم.
پيامبر( ص ) در اجراي همين سياست، در سال ششم هجري قرار داد صلح با مشركان را در حديبه براي مدت ده سال منعقد كرد و از آنجا به سوي خيبر كه يكي از مراكز ايجاد خطر و توطئه بر ضد اسلام بود به حركت در آمد و با شجاعت و دلاوري هاي گننده در خيبر، و بازوي راست و برادر و جانشين اش، حضرت علي (ع) بر آن تسلط يافع و آن كانون فتنه را از منطقه برچيد.
6 ـ ارسال نامه براي پادشاهان
ايمان راسخ به قرآن، و دور انديشي و حٌسن تدبير پيامبر (ص) او را بر آن داشت تا به شكلي ساده و به دور از تعارف و تشريفات، اما محترمانه، با اعزام نمايندگان سفيران ويژه، نامه ها و پيامهايي براي سران و پادشاهان كشورهاي مختلف ارسال دارد و آنان را به پذيرفتن آيي آسماني اسلام فراخواند. تعداد اين نامه ها، در كتاب هاي تاريخ و منابعي كه مكتوبات و پيمان هاي آن حضرت را گرد آورده اند 186 مورد ذكر شده است.
7 ـ گرفتن بيعت مجدد از ياران
بيعت گرفتن آن حضرت به هنگامه هاي تحران، تدبيري اداري و باز دارنده در راستاي تقويت بنيه ي رواني مسلمانان و اعلام مجدد دولتي و وفاداري به شمار مي آيد و نمونه ي آن در جريان صلح حديبيه به وقوع پيوست. قصّه اين بود كه پيامبر (ص) با هزار و چهار صد نفر از مسلمانان، بدون همراه بردن تجهيزات جنگي، و تنها با سلاح مسافر به قصد زيارت كعبه و انجام حج حركت كرد. مشركان قريش مانع حركت آنها به طرف مكه گرديدند، رسول خدا با حفض بردباري و متانت سفيراني براي مذاكره و ديپلماسي به نزد آنان فرستاد، اما در يكي از اين رفت و آمدها، مشركان فرستاده ي پيامبر را بازداشت كرده و به قتل رسانيدند. در اين هنگام پيامبر(ص) با آنكه آمادگي جنگ نداشت، با مديريتي هوشمندانه، از تك تك يارانش بيعت گرفت كه در صورت بروز نبرد با تمام توان خود استقامت كنند و پشت به دشمن ننمايند، و اين همان بيعتي است كه در تاريخ اسلام با عنوان بيعت رضوان يا بيعت شجره از آن ياد شده است.
8 ـ فتح مكه
به هنگام فتح مكه آن نبي رحمت، چونان يك رهبر صلح جو وارد شهر شد و سخن كريمانه و مشهور: « اذهبوا فانتم الطلقاء؛ برويدف همه شما آزاديد» را بر زبان آورد. او به انتقام جويي و خونخواهي از قريشيان كه مسلمانان را آواره ساخته و اموالشان را مصادره كرده وتعدادي ازآنان را به شهادت رسانيده بودند، بر نخاست، حتي ابوسفيان سركرده ي مشركان را نيز عفو نمود و اعلام داشت، هركس به خانة او در آيد در پناه است.